محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1277
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
نامند و بعد از آن خمرى پس وردى و لعل از اقسام سرخ آنست و نرمتر از آن انواع ديكر و بعد از آن انواع ديكر سرخ است در مرتبه و بعد از آن زرد نارنجى پس زعفرانى پس ليموئى و بعد از زرد كبود اسمانكونى است پس كحلى پس لاجوردى و ياقوت سبز پسته نيز ديده شده و از اقسام آن كفتهاند غير سرخ رمانى تاب آتش ندارد و سرخ رمانى از آتش رنكينتر مىشود و بعضى كفتهاند كه چون با سفيد آن شائبه سرخى باشد از آتش معتدل كه آن را بر سفالى كذاشته بر روى آن كذارند تمام آن رنكين ميكردد اكثر اينها اصلى ندارد و ياقوت صلبتر از همه احجار است و بعضى انواع كبود آن صلبتر و ليكن از الماس نرمتر و رائحهء كريهه و دود و عرق مضر لون ياقوتست و ماليدن آن بجذع سوخته و آب سنباده باعث جلاى آنست و ياقوت سرخ در حرارت معتدل و زرد در دويّم كرم و خشك و كبود در اوّل كرم در اخر دويّم خشك و سفيد در اول كرم و خشكى بر همه غالب است و مقوى دل و دماغ و مفرّح و شربت يك درم آن ترياق و تعليق آن بالخاصيّت جهة رفع چشمزخم كه اصابة العين نامند و جهة رفع طاعون و تغيير هوا و وسواس و صرع و خفقان و رفع انجماد خون و نزف الدّم و پوشيدن انگشترى آن جهت قضاى حاجات و رفع ضرر صاعقه و غرق و طاعون و داشتن آن در دهان جهة رفع تشنكى و بدبوئى دهان مؤثر و قدر شربتش از يك قيراط تا يك دانك است فصل در بيان نسخ معاجينى كه اصل و عمود در انها ياقوتست كه مسمّى بياقوتيست [ ياقوتى به نسخهء شيخ الرئيس بوعلى بن سينا ] ياقوتى به نسخهء شيخ الرئيس بوعلى بن سينا قدس سره كه در مركبات قانون باسم معجون ياقوت لنا ذكر نموده و كفته كه اين معجون از ما است و تجربه نموديم ما آن را بر ملوك و اشباه ايشان پس يافتيم ما از براى آن منفعتى عظيم خصوص در علل سوداوى از وسواس و توحش و خفقان و ضعف قلب و زوال و قلع امراض مزمنه كه معالجات بسيار در انها سود نداشت و فايده نمىبخشيد و نيز نافعست جهة امراض دماغ و معده و كبد و طحال و قولنج خصوصا جهة اوجاع مفاصل و حميات مزمنه صنعت آن بكيرند ياقوت سرخ رمانى و مانند آن يك مثقال و در هاون آهنى نرم كوفته و بيخته بر سنك سماق با كلاب صلايه نمايند كه چون غبار كردد و از حجر يشم و عقيق يمانى از هريك يك درم از طلا كداخته در بوتهء كه مرداسنك در اندرون آن ماليده باشند تا مانند شيشه قابل سحق كردد و مانند ياقوت سحق نموده پس همه را يك جا با شراب ريحانى سحق نموده خشك نمايند و همچنين مكرر سحق نمايند تا مانند هبا كردد پس بكيرند از آن جمله را يك جزو و از غاريقون هش سفيد افتيمون و فلفل سياه و زنجبيل و قرنفل مرزنجوش از هريك نيم جزو و از حجر ارمنى و حجر لاجورد و ملح نفطى زرنباد درونج بهمن سرخ كاوزبان از هريك ثلث جزوى و از سنبل اقليطى كه ناردين است و جاما و وجّ تركى و ساذج هندى و دارچينى سيلانى و صعتر فارسى و حاشا زوفاى خشك زيرهء كرمانى از هريك ربع جزوى و از مشكطرامشيع و فطراساليون و حجر اليهود سائيده و تخم كرفس و مرّمكى صافى كندر فلفل سفيد از هريك سدس جزو و از استخوان فيل ثلث جزو پس ادويه را كوفته و بيخته نرم سوده همه را يك جا كرده باز سحق نموده و با دو وزن ادويه عسل هليلهء مربّا سرشته معجون سازند و اقراص بندند هر قرصى به وزن مثقالى شربتى يك قرص و اكر خواهند بطور معاجين ديكر سازند و در ظرف چينى يا نقره نكاه دارند ياقوتى ديكر خفقان و غشى و ضعف دل و دماغ را نافع بود و تن را قوت دهد و فرح آورد صنعت آن مرواريد ناسفته شش درم بسد چهار درم ياقوت رمانى كل مختوم بادرنجبويه صندل سرخ بهمن سرخ بهمن سفيد از هريك دو درم ورق طلا عقيق يمنى حجر يشب ساذج هندى زرنباد درونج رومى عقربى از هريك يك مثقال لاجورد مغسول يك درم لال كهربا نيلوفر زرشك منقى كشنيز خشك تخم كل سرخ پوست ترنج كاوزبان ريوند چينى تخم كاسنى عود هندى ابريشم مقرض از هريك سه درم طباشير سفيد هفت درم صندل سفيد ورق كل سرخ از هريك پنج درم كافور رياحى عنبر اشهب از هريك سه دانك مشك تبتى نيم درم شير املهء منقى پوست هليلهء كابلى كلاب شراب سيب آب انار شيرين آب به از هريك بيست درم ادويه كوفته و بيخته با عسل صاف به قدر كفاف بدستور معاجين بسرشند و بعد از چهل روز كه در ميان جو كذاشته باشند استعمال نمايند شربتى يك مثقال [ ياقوتى ديگر كه خفقان و وسواس و ضعف دل و دماغ را نافع باشد ] ياقوتى ديكر كه خفقان و وسواس و ضعف دل و دماغ را نافع باشد و مجموع حواس و اعضاى رئيسه را قوت دهد و لون را صاف كند و نشاط تمام اورد و غم ببرد و سودا را دفع كند و حفظ را زياده كرداند صنعت آن ياقوت سرخ بسد كهربا حجر لاجورد كل ارمنى ساذج هندى سنبل الطيب بهمن سفيد بادروج از هريك دو مثقال ياقوت زرد و كبود عقيق يمنى مرواريد ناسفته پوست بيرون پسته بادرنجبويه كل مختوم بهمن سرخ ورق كل سرخ ريوند چينى درونج رومى عقربى از هريك چهار مثقال عنبر اشهب در محلول از هريك يك درم لعل فيروزه يشب ابريشم مقرض قرنفل نيلوفر صندلين قاقلتين از هريك سه مثقال زمرد كهنه يك مثقال نيم تخم فرنجمشك كاوزبان طباشير سفيد از هريك پنج مثقال املهء مقشر پوست هليلهء كابلى از هريك ده مثقال عصارهء زرشك پانزده درم مشك خالص يك مثقال نيم كافور نيم مثقال آب سيب آب به از هريك يكمن آب حماض نيمن كلاب عرق بيدمشك از هريك يكمن نبات مصرى يكمن نيم نبات را در كلاب و عرق بيدمشك بكدازند و با آب سيب بقوام اورند و چون فروكيرند آب حماض بر او ريزند و ادويه كوفته و بيخته و جواهر را صلايه كرده بان بسرشند شربتى يك مثقال ياقوتى معتدل ضعف دل و وسواس سوداوى و خفقان را نافع باشد و دل را قوت دهد و نشاط اورد صنعت آن مرواريد ناسفته تخم بادرنجبويه پوست بيرون پسته پوست زرد ترنج صندل سرخ و سفيد ورق كل سرخ از هريك سه درم بسد بهمن سرخ كبابهء چينى از هريك يك درم نيم يشب سبز كهربا قرنفل ساذج هندى دارچينى از هريك يك درم لعل عود خام از هريك يك مثقال ياقوت زرد عنبر اشهب نقرهء محلول از هريك نيم مثقال بهمن سفيد كشنيز خشك كل ارمنى طباشير از هريك دو درم زرنباد كافور قيصورى از هريك نيم درم كاوزبان املهء منقى از هريك پنج درم عصارهء زرشك ده درم زعفران دانكى نبات سفيد نيمن شراب سيب چهل مثقال داروها كوفته و بيخته و جواهر صلايه كرده در شرابها بقوام اورند و بسرشند شربتى يك مثقال نافع باشد ياقوتى ديكر به نسخهء شفائى صنعت آن ياقوت رمانى لاجورد يشب سبز قاقلهء صغار كل مختوم كل ارمنى عنبر اشهب فادزهر ماه فروين ورق طلا ورق نقره از هريك يك مثقال مرواريد ناسفته كهربا بسد بهمنين كشنيز خشك پوست هليلهء زرد املهء مقشر تخم كاسنى مشك خالص از هريك دو مثقال بادرنجبويه پوست ترنج كاوزبان طباشير سفيد عود خام ابريشم مقرض از هريك چهار مثقال نارمشك زنجبيل ساذج هندى شقاقل زرشك منقى كل نيلوفر مصطكى زعفران از هريك سه مثقال نبات سفيد يكمن نيم آب سيب آب به آب امرود آب انار شيرين كلاب عرق بيدمشك عرق كاوزبان از هريك يك چهار يك نبات را در عرقها بكدازند و با آب ميوها بقوام اورند و ادويه كوفته و بيخته و جواهر صلايه كرده به او بسرشند و بعد از چهل روز استعمال نمايند ياقوتى ديكر نيز بنسخهء شفائى صنعت آن ياقوت زرد ياقوت سرخ لعل حجر لاجورد عقيق يمنى ماه فروين جرجانى سنبل الطيب كل مختوم كل ارمنى از هريك يك مثقال كهربا مرواريد ناسفته بسد بهمنين قرفه قرنفل نارمشك قاقلهء صغار شقاقل صندلين زرشك منقى كل نيلوفر پوست هليلهء كابلى مصطكى پيلهء ابريشم خام مقرض از هريك سه مثقال فادزهر حيوانى عنبر اشهب